آواز باد و باران
ادبي ، خاطرات ، روزنامه نگاري
بوسة ناسيراب
بدترين ناكامي
بوسة ناسيراب است
ناخوشتر از نبوسيدن.
آن كس كه تو را
ديدونبوسيد
درتنهايي پوسيد.
چه پارساست
و زيانكار
كه در ميان بازوان
نكشاندت به كامخواهي.
زيانكار است او.
10 شهريور 85
!! نوشته شده توسط تباشا
| 8:24 | جمعه هفدهم شهریور 1385
•
تو را چه بنامم؟
تو از قبيله ي عشقي
تو از تبار سحر
تو را چه بنامم
هميشه مانده به ياد ؟
10 شهريور 85
!! نوشته شده توسط تباشا
| 8:23 | جمعه هفدهم شهریور 1385
•
آیه های تمنا
تنت آيه هاي تمنّا
لبت اسير سكوت
نگاه مضطربت را
از آسمان برگير.
بيا كه در دل من
خانه خواهي كرد.
10 شهريور 85
!! نوشته شده توسط تباشا
| 8:23 | جمعه هفدهم شهریور 1385
•
پس از باران
مي بيني
اين تويي
مرا به شعر رساندي
پس از باران
10 شهريور 85
!! نوشته شده توسط تباشا
| 8:22 | جمعه هفدهم شهریور 1385
•
تکیه گاه اندوه
دلم گرفته
هواي گريه دارد
چشم.
كجاست سينه اي
تا تكيه گاه اندوهم شود ؟
10 شهريور 85
!! نوشته شده توسط تباشا
| 8:21 | جمعه هفدهم شهریور 1385
•


